سلطان قلبم
يكشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۱:۲۳ ب.ظ
در
آیینه می افتاد وقتی که باد می آمد و آشفته ام میکرد، وقتی که غروب میرفت و
نا تمام میماندم، در آیینه می افتاد و خدا بازتاب تو بود و تو بازتاب خدا
که در آیینه می افتاد.
——————
به سلطان حقیقتها فراموشت نخواهم کرد، تو تنها شعله ای هستی که خاموشت نخواهم کرد.
——————
گر جفای روزگار تکه کند قلب مرا، روی هر تکه نویسم اسم زیبای تو را.
——————
زیباترین حکمت دوستی به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن…
——————
زیباترین حکمت دوستی به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن…
- ۹۳/۰۹/۲۳